بزرگ – مهم سود بانکی سود سپرده اخبار اقتصادی و بازرگانی

بزرگ – مهم: سود بانکی سود سپرده اخبار اقتصادی و بازرگانی

گت بلاگز اخبار علمی و آموزشی به خاطرات‌تان اعتماد نکنید!

حافظه شبیه به صفحه ویکی‌پدیاست. می‌توانی واردش شوی و اطلاعات را عوض کردن بدهی و آدم‌های دیگر هم می‌توانند این اطلاعات را عوض کردن بدهند. 

به خاطرات‌تان اعتماد نکنید!

به خاطرات تان اعتماد نکنید!

عبارات مهم : حافظه

حافظه شبیه به صفحه ویکی پدیاست. می توانی واردش شوی و اطلاعات را عوض کردن بدهی و آدم های دیگر هم می توانند این اطلاعات را عوض کردن بدهند.

به گزارش اعتماد؛«پیتر رایلی، پسری ١٨ ساله، گیج ومنگ وارد اتاق بازجویی شد. بعد از ٢٥ ساعت بازپرسی بی وقفه، اقرارنامه ای را امضا کرد که در آن قتل مادرش، باربارا گیبونز، را اعتراف کرده بود. او به بازجوها می گفت با مادر ٥١ ساله اش بحث و مرافعه کرده و گفته بود: «یادم می آید تیغ اصلاح را برداشتم و گلویش را بریدم.»

یک روز بعد از کشف جسد باربارا مشخص شد این قتل پرونده ای است که به آسانی مختومه اعلام می شود. طبق اعتراف پیتر، هیات منصفه پیتر را به ٦ تا ١٦ سال زندان محکوم کرد. فقط مسئله این بود که پیتر گناهی مرتکب نشده بود. ولی چطور؟ خاطره این نوجوان از قتل مادرش کاملا اشتباه بود. در سال ١٩٧٥، دو سال بعد از صدور حکم، پیتر آزاد شد؛ آیا که مدرکی دال بر این که پیتر در صحنه جرم حضور داشته وجود نداشت و همین مقدمات تبرئه شدن او را فراهم کرد.

به خاطرات‌تان اعتماد نکنید!

بازجوها با این ادعا که پیتر – پسری ساکت و خوش طینت که مادرش را دوست داشت – در امتحان دروغ سنجی مردود شده است و بیماری معنوی باعث شده است او این جنایت را از ذهنش پاک کند، متقاعد شدند، او قاتل مادرش بوده هست. نه تنها پیتر ادعای بازجوهایش را باور کرد، بلکه در نهایت جزییاتی از خاطره این حمله، انگیزه (مادرش معتاد به مشروبات الکلی بود و محبتی به او نمی کرد) و نقشه ا ش جهت خلاصی از سلاح را بازگو کرد.

پس آیا این پسر جوان اهل شهری آرام در کانتی کات به قتلی اعتراف کرد که مرتکب نشده بود؟ جنبش «بی گناهی» در آمریکا که در پی تبرئه زندانیان بی گناه هست، از طریق آزمون های دی ان ای به روز، اعلام کرد «خاطره اشتباه» در بیش از ٧٠ درصد محکومات پرخطا نقش بسزایی بازی می کند. در ١٠ درصد این موارد، متهمان این پرونده ها گناهکار آشنا می شوند و حداقل١٤ سال جهت جرمی که مرتکب نشده اند در زندان می مانند. دکتر جولیا شاو، روانشناس جرم در دانشگاه لندن ساوث بنک و نویسنده کتاب روانشناسی «توهم خاطره» هست. او تحقیقاتی را جهت بررسی چرایی و چگونگی شکل دادن این خاطرات پیچیده اشتباه به وسیله مغز ترتیب داد. شاو توضیح می دهد این عنوان از آن چه فکر می کنیم پدیده ای معمولی تر هست. او می گوید: «ما دوست داریم فکر کنیم می توانیم میان خیال و تجربه ها تمایز قایل شویم ولی مغز خیلی خوب از عهده این کار برنمی آید. مطمئنا تا به حال زیاد از یک بار خیالی را در ذهن تان پرورش داده اید، یا به بو یا طعمی فکر کرده اید. بعد نشانه هایی را به آن اضافه کرده اید که معمولا جهت تمییز دادن واقعیت و خیال استفاده می کنیم و بدهید شکل آنها را غیر قابل تشخیص کرده ایم.»

حافظه شبیه به صفحه ویکی‌پدیاست. می‌توانی واردش شوی و اطلاعات را عوض کردن بدهی و آدم‌های دیگر هم می‌توانند این اطلاعات را عوض کردن بدهند. 

مغز ما منزل حدود ٨٦ میلیارد یاخته عصبی هست. هر کدام از این یاخته ها دارای رشته هایی به نام دندریت هستند که یاخته ها را به سلول های دیگر امتداد می دهند. دندریت ها «خارهایی» دارند که همانند انگشت عمل می کنند و آنها را قادر به رسیدن به سیناپس ها و برقراری ارتباط از سلولی با سلول دیگر می کنند. خاطرات زمانی شکل می گیرند که ارتباطات خاصی میان یاخته های عصبی تقویت شده است اند. ظاهرا خاطرات اشتباه و خاطرات درست به همین سازوکار وابسته است تا در مغز منزل کنند.

جالب است اگر حافظه را همان سیستم دوربین مدار بسته شخصی در نظر بگیریم که هر چیزی را که می بینیم و هر کاری را که می کنیم ضبط می کند. در واقعیت و همانطور که پایه گذار علوم کاربردی حافظه، الیزابت لافتوس، توضیح می دهد حافظه شبیه به صفحه ویکی پدیاست: «می توانی واردش شوی و اطلاعات را عوض کردن بدهی و آدم های دیگر هم می توانند این اطلاعات را عوض کردن بدهند.» هنگامی که خاطره ای را به یاد می آوریم پوشه های رولودکس مغزمان را ورق نمی زنیم تا پوشه درست را پیدا کنیم بلکه آن پوشه را از نو می نویسیم. ما هر بار که به خاطرات مان فکر می کنیم آنها را از نو می سازیم، هر بار نیز فضایی را جهت جعل های بالقوه یا اشتباه خاطر آوردن باز می کنیم.

به خاطرات کودکی تان فکر کنید. احتمالا تولد خواهر یا برادرتان را به خاطر می آورید، نخستین باری که طعم کیک تولد را چشیدید یا رفتن پر از دردی که به دندانپزشکی داشتید. شاید شما یکی از آن معدود افرادی باشید که تولدتان را خاطرتان هست. خب، اگر یکی از این خاطرات پیش از سه سالگی رخ داده اند، خبر بدی جهت تان دارم: این خاطرات کاملا اشتباه هستند.

به خاطرات‌تان اعتماد نکنید!

همان طور که شاو توضیح می دهد، از لحاظ فیزیکی جهت مغز ما غیر ممکن است خاطرات طولانی را از آن وقت به خاطر بیاوریم: «تقریبا همه فکر می کنند خاطره ای از کودکی ارزش دارند و در واقع چنین چیزی امکان ندارد.»

این خاطرات اشتباه از کودکی را اغلب روندی به نام «انطباق حافظه» باعث می شود؛ جایی که جزییاتی که از دیگران شنیده ایم تخم خاطرات اشتباه را در ذهن ما می کارند یا ما را به پذیرش تجربه های دیگران به سبک خودمان هدایت می کنند. شاید یادتان باشد ماجرایی را که جهت تان پیش آمده جهت کسی تعریف کرده اید، ولی حقیقت این بوده که این ماجرا جهت آنها پیش آمده. به این پدیده انطباق حافظه می گویند. این پدیده جهت دادگاه جنایی مفاهیمی جدی دربردارد. اگر بیانات شاهد از طریق بحث یا روند به خاطر آوردن عوض کردن کند بنابراین اعتبار آنها زیر پرسش می رود و همچنین مطالعه ای نشان داده است خاطرات احساسی نسبت به جعل آسیب پذیر هستند. در واقع به این علت که ما میل به داریم نسبت به خاطرات احساسی مان یا رویدادهای بحرانی مطمئن تر باشیم و حتی ممکن است اعتبار آنها از رویدادهای مشابه یکنواخت تر کمتر باشد.

حافظه شبیه به صفحه ویکی‌پدیاست. می‌توانی واردش شوی و اطلاعات را عوض کردن بدهی و آدم‌های دیگر هم می‌توانند این اطلاعات را عوض کردن بدهند. 

نه تنها امکان وجود خاطرات اشتباه وجود دارد، بلکه روانکاوها ثابت کرده اند می توانند خاطرات اشتباه بسازند که از طریق کاویدن مغز ما جهت القا کردن خاطرات رویدادهایی که هرگز اتفاق نیفتاده اند، صورت می گیرد. شاو یکی از روانکاوهایی است که این کار را انجام می دهد. او می گوید: «من افراد را مکررا مجبور می کنم تصور کنند جنایتی – سرقت، حمله با اسلحه و مقابله با پلیس را – مرتکب شده است اند و بعد از سه جلسه با استفاده از تکنیک های موفق و تمرینات تخیل، می بینیم ٧٠ درصد آنها می پذیرند دست ارزش به گناه جنایتی آلوده است که هرگز مرتکب نشده اند.»

اما همه این توضیح را که خاطرات اشتباه محصول مغزهای معیوب ماست، نمی پذیرند. فیونا برومه، مشاور پدیده های ماوراءالطبیعه از فلوریدا در سال ٢٠١٠ هنگامی که فهمید ٣٠ سال قبل از فوت حقیقی نلسون ماندلا، مراسم خاکسپاری او را به خاطر می آورد، عبارت «اثر ماندلا» را به کار برد. او متوجه شد صدها انسان دیگر در سراسر دنیا چنین خاطره پرجزییات اشتباهی را دارند.

به خاطرات‌تان اعتماد نکنید!

دلیل این خاطرات جمعیِ اشتباه و ترسناک چیست؟ بروم حدس می زند «پای همه ما بین واقعیت های موازی می لغزد… واقعیت هایی که اشتباهاتی در آنها است.» او مدلی از نظریه «چندجهانیِ» مکانیک کوانتومی را معرفی کرد؛ طبق این فرضیه احتمال وجود چندین دنیا به طور همزمان وجود دارد. نظریه چندجهانی مطرح شد تا آزمایش های فیزیک را توضیح دهد ولی از سوی دیگر مشتاقان «اثر ماندلا» از گمان کردن این که خاطرات اشتباه آنها مثل پنجره های میان دنیاها است و یک خطای انسانی راحت نیست، لذت بردند.

پروفسور کریس فرنچ از دانشگاه گولدزاسمیت لندن به این گمانه زنی ها و فرضیه ها بدبین هست. او می گوید: «ما میل به داریم خودمان را در مرکز کنش قرار دهیم و فکر می کنم این میل به نکات بسیاری را راجع به اثر ماندلا به ما می گوید. همه ما می دانیم ماندلا حکمی طولانی داشت و بسیاری خیال می کنند او در زندان از دنیا رفت. شاید بعضی افراد راجع به فوت او فکر کرده باشند، روی دادن آن را تصور کرده باشند و در نهایت متقاعد شده است اند که او مرده هست. خاطرات اشتباه می توانند بدون این که کسی عامدانه آنها را به ما القا کند، در ذهن مان شکل بگیرند. جهت مثال پارادایم «خاطره تصادف» را در نظر بگیرید. مطالعات نشان داده است اگر از نمونه ای اتفاقی از مردم بریتانیا بپرسید آیا فیلم تصادف ماشین شاهزاده دیانا را در پاریس دیده اند، حدود ٥٠ درصد آنها می گویند این فیلم را دیده اند در صورتی که چنین فیلمی وجود خارجی ندارد.»

احتمالا توضیح دیگر این است که افرادی که اثر ماندلا را تجربه می کنند مستعد به داشتن خاطرات اشتباه هستند. فرنچ به عنوان روانکاو ماوراءالطبیعه روی مطالعات بسیاری کار کرده است تا ارتباط میان باور در ماوراءالطبیعه و میل به به شکل دادن خاطرات اشتباه را بررسی کند. او می گوید: «هر چیزی که باعث شود اتفاقی را که تصور کرده اید را با اتفاقی که واقعا رخ داده، با هم اشتباه کنید یعنی شما مستعد به داشتن خاطره اشتباه هستید. میل به به خیال پردازی، خلاق بودن، داشتن تخیلاتی واضح یا راحت تر بگویم گرایش به پرورش دنیایی رویایی همگی از عواملی هستند که فرد را مستعد به داشتن خاطرات اشتباه می کند.»

در آینده جهت علم خاطره اشتباه چه اتفاقی رخ می دهد؟ با استفاده از پیشرفت های اپتوژنتیک، تکنیکی که در آن سلول های مغز اصلاح می شوند تا نسبت به نور حساس شوند و سپس با استفاده از پرتوهای لیزر خاطرات مشخصی را نشانه قرار می دهد، تا به حال به موش ها خاطرات اشتباه القا شده است هست. سوسومو تونگاوا، عصب پژوهی که در مرکز RIKEN-MIT فعالیت می کند امیدوار است یافته های آتی به عوض کردن نظر مقامات قضایی در مورد نامعتبر بودن شهادت شاهدان کمک کند.

شاو توضیح می دهد مطالعات اپتوژنتیک یک قدم فراتر رفته است و در حال حاضر کاربردهای شگرفی دارد: «همکاران فرانسوی ام بعضی از آزمایشات را روی انسان ها انجام داده اند و تلاش در از بین بردن آسیب های معنوی از حافظه کهنه سربازها دارند. بنابراین در موارد حاد، کاربردهای بالقوه این علم را در اختلال استرسی بعد از آسیب خواهیم دید.»

این پیشرفت های سریع نگرانی هایی را ایجاد کرده هست. فرنچ می گوید: «می توان ایده این تکنیک ها را گسترش داد که به واسطه گسترش دستکاری در حافظه، پرسشها گوناگون اخلاقی مطرح می شوند. پاسخی ساده در اختیار نداریم ولی شاید عاقلانه تر این باشد که همه در مورد این پرسشها نظر بدهند و فقط دانشمندان تصمیم گیرنده نباشند. حافظه را جهت درک اینکه ما کی هستیم اساسی می دانند و این صحیح است و بسیاری از افراد به صورت غریزی احساس می کنند اشتباه است که در احساس دیگران در مورد خودشان مداخله کنند حتی اگر این فرد رضایت داده باشد.»

با این حال یکی از بااهمیت ترین تمرکزهای تحقیقات آتی حافظه به دستگاه قضایی و مجریان قانون مربوط می شود. شاو می گوید: «اغلب ماموران پلیس در این باره چیزی نمی دانند. بسیاری از وکلا هم بی خبر هستند. شوکه کننده هست. این مبحث باید جزو دروس دانشگاهی و آموزشی آنها باشد.»

پیتر رایلی حالا ٦٢ ساله و فروشنده قطعات اتومبیل در کانتی کات است که به پرونده هایی شبیه به پرونده خودش علاقه مند هست. سال ١٩٩٧ در مصاحبه ای با نیویورک تایمز گفته بود: «خیلی سریع همه چیز را فراموش کردم و به زندگی برگشتم ولی این موضوعی مهم است که روی زندگی هر کسی تاثیرگذار هست. من مسئولم مردم را آگاه کنم.»

راز قتل مادرش هنوز کشف نشده هست. پذیرش این توصیه که خاطرات ما آسیب پذیر هستند و گذشته ما (تا حدی) یک داستان خیالی است نباید مایوس کننده باشد. شاو می گوید: «به نوعی اگر باری را که مردم از گذشته ارزش بر دوش دارند، از بین بردن کنید آنها آزاد می شوند. ما داستان سرا هستیم و آنچه اهمیت دارد حالا و اکنون هست. پذیرش ما را نیرومند تر می کند.»

واژه های کلیدی: حافظه | خاطره | خاطرات | نلسون ماندلا | اخبار علمی و آموزشی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs